پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش سیزدهم

جواب پدر

پدر گفتش امل چون غالب آمد

دلت عمر ابد را طالب آمد

از آنی آبِ حیوان را خریدار

که جانت را امل آمد پدیدار

اگر یک ذره نور صدق هستت

امل باید که گردد زیرِ دستت

ادامه‌ی بخش سیزدهم

  1. (۲) حکایتیکی گفته‌ست از اهل سلامت
  2. (۳) حکایت قحط و جواب دادن طاوسمگر شد آشکارا قحط سالی
  3. (۴) حکایت پیمبر در شب معراجپیمبر در شب معراج ناگاه
  4. (۵) حکایت مرد حریص و ملک الموتحریصی در میان مست و هشیار
  5. (۶) حکایت کشته شدن پسر مرزبان حکیمحکیمی بود کامل مرزبان نام
  6. (۷) موعظهچنین گفته‌ست آن دانندهٔ پاک
  7. (۸) حکایت بزرجمهر با انوشیروانچو از بوزرجمهر افتاد در خشم
  8. (۹) حکایت آن مرغ که در سالی چهل روز بیضه نهدیکی مرغیست اندر کوه پایه
همه‌ی بخش سیزدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.