پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش سیزدهم

المقالة الثالث عشر

در آمد چارمین فرزندِ زیبا

همه آرام و آسایش سراپا

پدر را گفت تا در کایناتم

بصد دل طالب آب حیاتم

اگر دستم دهد آن آب رَستم

وگر نه همچنین بادی بدستم

ز شوقم آتشین شد جان ازان آب

نه خور دارم بروز و نه بشب خواب

ازین اندیشه دل پُر تاب دارم

شدم تشنه هوای آب دارم

ادامه‌ی بخش سیزدهم

  1. (۱) حکایت اسکندر رومی با مرد فرزانهرسید اسکندر رومی بجائی
  2. (۲) حکایتیکی گفته‌ست از اهل سلامت
  3. (۳) حکایت قحط و جواب دادن طاوسمگر شد آشکارا قحط سالی
  4. (۴) حکایت پیمبر در شب معراجپیمبر در شب معراج ناگاه
  5. (۵) حکایت مرد حریص و ملک الموتحریصی در میان مست و هشیار
  6. (۶) حکایت کشته شدن پسر مرزبان حکیمحکیمی بود کامل مرزبان نام
  7. (۷) موعظهچنین گفته‌ست آن دانندهٔ پاک
  8. (۸) حکایت بزرجمهر با انوشیروانچو از بوزرجمهر افتاد در خشم
همه‌ی بخش سیزدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.