پرش به محتوای اصلی
عسجدی عسجدی

اشعار باقیمانده

شمارهٔ ۶۷ - در وصف آتش و مدح سلطان محمود

بفروز و بسوز پیش خویش امشب

چندان که توان ز عود و از چندن

ز آن آتش کز بلندی بالا

مر ابر بلند را کند روزن

وز ابر چو سر برون زند نورش

چون ماه بر آسمان زند خرمن

ماند تن او به بسدین ابری

وز قطره چکان چو ذره‌گون ارزن

هر قطره زر کز او جدا گردد

چون سیم فرو فتد به پیرامن

باز از حرکات چون بیاساید

از لاله‌ستانش بردمد سوسن

آنجا که حسام او نماید روی

از خون عدو شود گیا روین

تا پیل چو یک بریشم پیله

اندر نشود به چشمه سوزن

شاها تو بزیر فر یزدانی

بدخواه تو زیردست اهریمن

ادامه‌ی اشعار باقیمانده

  1. شمارهٔ ۶۹ - در مصائب پیریمن پیرم و فالج شده ام اینک بنگر
  2. شمارهٔ ۷۰ - در اوصاف زشتژاژ داری تو و هستند بسی ژاژ خوران
  3. شمارهٔ ۷۱ - فقر شاعرهمی دوم بجهان اندر، از پی روزی
  4. شمارهٔ ۷۲ - در تغزلبستی قصب اندر سر، ای دوست بمشتی زر
  5. شمارهٔ ۷۳ - این بیت بسیار شیوا نیز از غزلی استگر بدی آنکس که زی توام بفکندی
  6. شمارهٔ ۷۴ - ولهمن زارتر گریم همانا که او
  7. شمارهٔ ۷۵ - در مدیحه گویددرم در کف تو بنزع اندرست
  8. شمارهٔ ۷۶ - از چکامه ایخسروا جائی بهمت ساختی، جائی بلند
همه‌ی اشعار باقیمانده ←

عسجدی درباره‌ی عسجدی

عبدالعزیز پسر منصور مشهور به عَسجَدی مروزی شاعر ایرانی است که در اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری می‌زیست. وی از شاعران دربار سلطان محمود غزنوی بود. گمان برده می‌شود که وی پس از مرگ سلطان محمود در دربار پسر وی سلطان مسعود غزنوی و همچنین پس از وی در دبار سلطان مودود غزنوی پسر سلطان مسعود نیز شاعری می‌کرد. وی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.