پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

اسرار الشهود

بخش ۲۲ - در بیان قیامات انفسی و منازل و مراتب سیر سالکان

نفس اماره چو مرد از خوی بد

دید موتوا را به دیده سر خود

شد قیامتهای نفس ظاهرش

دید من مات عیان چشم سرش

خود قیامتهای انفس هست چار

آن یکی صغری دگر وسطی شمار

بعد از آن کبری دگر عظمی بدان

تاکه گردی عارف اسرار جان

مردن نفس از هوی صغری شمار

از هوی چون مرد، دل شد آشکار

دل چو طبع روح گیرد در رشاد

خواند وسطی نام او را اوستاد

روح چون گردد خفی کبری شود

محو هستیها بکل عظمی شود

این قیامتها چو شد عین الیقین

منکشف گردد به دل حق الیقین

آن زمان مرآت وجه حق شوی

بگذری از قید حق مطلق شوی

محو گردی در تجلی جمال

راه یابی در نهایات وصال

در دلت نور خدا تابان شود

جان پاکت واصل جانان شود

مرده و زنده به امر پیر شو

تا نگردی تو به خود بینی گرو

ادامه‌ی اسرار الشهود

  1. بخش ۲۴ - در بیان آنکه ترقی در طور مراتب نفس به طریق تنزل استنفس تا اماره باشد آتش است
  2. بخش ۲۵ - عارفی که در صحرا به سردی هوا دچار شده به طلب آتش سوی ده می‌دویدعارفی می رفت یک روزی به راه
  3. بخش ۲۶ - در جامعیت انسان و تطابق میان آفاق و انفس به مقتضای سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق و طریق معرفت نفس و خدا بحکم: من عرف نفسه فقد عرفه ربه.تو به معنی جان جمله عالمی
  4. بخش ۲۷ - حکایتسرور اقطاب عالم بایزید
  5. بخش ۲۸ - در بیان آنکه بحکم اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک. متابعت نفس اصل همۀ بدیهاست و به مقتضای اوحی اللّه تعالی الی موسی فقال یا موسی ان اردت رضائی فخالف نفسک فانی لم اخلق خلقا ینازعنی غیرها. مخالت نفس سر همه طاعتهاست. و معرفت حقیقی که نتیجۀ وصول و قرب چون ترا نفس تو شد اعدا عدو
  6. بخش ۲۹ - حکایتوحی آمد سوی موسی از خدا
  7. بخش ۳۰ - در بیان حقیقت قلب انسانی و جامعیت او و اشارت بدانکه در انفس، دل مظهر علم الهی است و به مثابۀ لوح محفوظ است که ما وسعنی ارضی و لاسمائی و لکن وسعنی قلب عبدی المومن النقی التقی وتفصیل سخن بایزید بسطامی که لو ان العرش و ماحواه الف الف مرة فی زاویه مندل به معنی جوهری روحانی است
  8. بخش ۳۱ - در بیان آنکه هر صفت که بر دل غالب می‌گردد و دل به حسب جامعیت که دارد عین آن می‌نماید. چنانچه حضرت مرتضی سلام اللّه علیه از دلهای ناقصان خبر دارد که: فکلهم اذا فکرت فیهم کلاب ام حمار ام ذباب و اشارت بر آنکه اصل انسان دل است و در صورت نشأه انسانی نمرتضی آن منبع صدق و صفا
همه‌ی اسرار الشهود ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.