پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

اسرار الشهود

بخش ۲۱ - در بیان وصف الحال و تحریض در ریاضت و اشارت به موت اختیاری بحکم موتوا قبل ان تموتوا

من درین ره چون که گشتم محو عشق

یافتم ذوق دگر از صحو عشق

چون فنا گردد من و ما و تویی

بیگمان گردد یکی نقش دویی

آن عجایبها که در راه فنا

دیده ام کی شرح آن باشد روا

شمه ای زان در بیان گر آورم

پرده های عقلها را بردرم

آتشی در خرمن هستی زنم

دل بکلی از دو عالم بر کنم

نیست دستوری که راز شاه را

محرمان گویند نزد هر گدا

عاقبت هم گفته اند از بیش و کم

گر رسد دستوری از شاه کرم

رو ریاضت کش که تا بینی عیان

آنچه کردم اندرین معنی بیان

زنگها ز آیینۀ دل دور کن

از جمال یار جان مسرور کن

گر حیات جاودان خواهی بیا

خاک ره شو پیش ارباب صفا

دامن رندان جان افشان بگیر

از هوی و از هوس کلی بمیر

گر بمیری از همه نام و نشان

زندۀ جاوید گردی در جهان

رمز موتوا از پیمبر می شنو

زندگی خواهی پی این مرگ رو

تا نگردی نیست از هستی تمام

کی به وصل او رسی ای مرد خام

هر که مرد از جان به جانان زنده شد

در حیات سرمدی پاینده شد

ادامه‌ی اسرار الشهود

  1. بخش ۲۳ - اشارت به اخلاق ذمیمه و حسنه و تهذیب اخلاق سیئه بحسنه و آثار و اسرار آن و در بیان آنکه بهشت و دوزخ نتایج اعمال و اخلاق حسنه و سیئه است و این هر دو در دار دنیا با انسان است.نیست مردم هر کرا خلق بدست
  2. بخش ۲۴ - در بیان آنکه ترقی در طور مراتب نفس به طریق تنزل استنفس تا اماره باشد آتش است
  3. بخش ۲۵ - عارفی که در صحرا به سردی هوا دچار شده به طلب آتش سوی ده می‌دویدعارفی می رفت یک روزی به راه
  4. بخش ۲۶ - در جامعیت انسان و تطابق میان آفاق و انفس به مقتضای سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق و طریق معرفت نفس و خدا بحکم: من عرف نفسه فقد عرفه ربه.تو به معنی جان جمله عالمی
  5. بخش ۲۷ - حکایتسرور اقطاب عالم بایزید
  6. بخش ۲۸ - در بیان آنکه بحکم اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک. متابعت نفس اصل همۀ بدیهاست و به مقتضای اوحی اللّه تعالی الی موسی فقال یا موسی ان اردت رضائی فخالف نفسک فانی لم اخلق خلقا ینازعنی غیرها. مخالت نفس سر همه طاعتهاست. و معرفت حقیقی که نتیجۀ وصول و قرب چون ترا نفس تو شد اعدا عدو
  7. بخش ۲۹ - حکایتوحی آمد سوی موسی از خدا
  8. بخش ۳۰ - در بیان حقیقت قلب انسانی و جامعیت او و اشارت بدانکه در انفس، دل مظهر علم الهی است و به مثابۀ لوح محفوظ است که ما وسعنی ارضی و لاسمائی و لکن وسعنی قلب عبدی المومن النقی التقی وتفصیل سخن بایزید بسطامی که لو ان العرش و ماحواه الف الف مرة فی زاویه مندل به معنی جوهری روحانی است
همه‌ی اسرار الشهود ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.