پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

اسرار الشهود

بخش ۲۳ - اشارت به اخلاق ذمیمه و حسنه و تهذیب اخلاق سیئه بحسنه و آثار و اسرار آن و در بیان آنکه بهشت و دوزخ نتایج اعمال و اخلاق حسنه و سیئه است و این هر دو در دار دنیا با انسان است.

نیست مردم هر کرا خلق بدست

در حقیقت چون سباعست و ددست

صاحب خلق بد آمد همچو دیو

دایماً با خلق در مکرست و ریو

خلق بد ز افعال بد هم بدترست

زانکه اصل هر بدی خلق بدست

خلق بد مردود دلا سازدت

از خدا و خلق دور اندازدت

خلق بد بیعقل و بیفن می کند

دوستان را جمله دشمن می کند

سایۀ دوزخ چه باشد خلق بد

خوی بد آمد به راه دوست سد

گر ز خوی بد کنی خود را بری

ره به خلق نیک انسانی بری

چون شوی پاک از همه اخلاق بد

اسلم الشیطان ترا گردد سند

هفت دوزخ خلق بد را شد مثال

هشت جنت خلق نیکو را مآل

آتش دوزخ چه باشد ظلم و کین

دیدۀ معنی گشا یک یک ببین

حرص و شهوت مار و مورست و سگست

رهروان را کی درین معنی شک است

کبر و عجبت را پلنگ و شیر دان

ننگ و ناموس اژدهای بی امان

شد مثال مال دنیاوی حدث

زانکه دنیا جیفه ای باشد عبث

روبه و خرگوش مکرست و حیل

خودمثال بخل موشست و جعل

دان که میمون صورت تقلید بود

نیست از تقلید کس را هیچ سود

خرس در معنی یقین الحاد بود

صورت بی غیرتی خوکی نمود

یوز در معنی است خشم و بد دلی

گربه حقد و کینه و بیحاصلی

اختفا را خارپشت آمد مثال

صورت تشنیع و غیبت شد شغال

شد طمع گرگی از او می جو امان

دان که کفتار است دزدی نهان

زینهار ای جان من از وی گریز

آن زبانی چیست نفس پر ستیز

روح را از وی عذاب سرمد ست

گر ز آتش صورت فعل بدست

مانع لذات روح قدسی است

مالک دوزخ هوای نفسی است

گشت ز قوم و حمیم اندر جزا

ذکر و طاعتهای با روی و ریا

فاش گردد حسن و قبح حال تو

جنت و دوزخ بود اعمال تو

شد می ا ن هر دو منکر با نکیر

چونکه روح و عقل شد ز ایشان اسیر

یا تو از اهل رشادی یا ضلال

می کنند از چند چیز از تو سئوال

تا که باطل را جدا سازد ز حق

می کنند آن جمله را معروض حق

می رسد از حق جزای هر عمل

صدق صادق را، دغایان را دغل

صورت عدلست میزان و صراط

بر صراط حق گذر با احتیاط

انحراف از هر دو جان به دوزخست

اعتدال اندر وسط چون برزخست

راه اوسط شو که شد خیر الامور

تا رهی از دوزخ پر شر و شور

تا ن س ازی بر صراط حق عبور

کی رسی در جنت و حور و قصور

ادامه‌ی اسرار الشهود

  1. بخش ۲۵ - عارفی که در صحرا به سردی هوا دچار شده به طلب آتش سوی ده می‌دویدعارفی می رفت یک روزی به راه
  2. بخش ۲۶ - در جامعیت انسان و تطابق میان آفاق و انفس به مقتضای سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق و طریق معرفت نفس و خدا بحکم: من عرف نفسه فقد عرفه ربه.تو به معنی جان جمله عالمی
  3. بخش ۲۷ - حکایتسرور اقطاب عالم بایزید
  4. بخش ۲۸ - در بیان آنکه بحکم اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک. متابعت نفس اصل همۀ بدیهاست و به مقتضای اوحی اللّه تعالی الی موسی فقال یا موسی ان اردت رضائی فخالف نفسک فانی لم اخلق خلقا ینازعنی غیرها. مخالت نفس سر همه طاعتهاست. و معرفت حقیقی که نتیجۀ وصول و قرب چون ترا نفس تو شد اعدا عدو
  5. بخش ۲۹ - حکایتوحی آمد سوی موسی از خدا
  6. بخش ۳۰ - در بیان حقیقت قلب انسانی و جامعیت او و اشارت بدانکه در انفس، دل مظهر علم الهی است و به مثابۀ لوح محفوظ است که ما وسعنی ارضی و لاسمائی و لکن وسعنی قلب عبدی المومن النقی التقی وتفصیل سخن بایزید بسطامی که لو ان العرش و ماحواه الف الف مرة فی زاویه مندل به معنی جوهری روحانی است
  7. بخش ۳۱ - در بیان آنکه هر صفت که بر دل غالب می‌گردد و دل به حسب جامعیت که دارد عین آن می‌نماید. چنانچه حضرت مرتضی سلام اللّه علیه از دلهای ناقصان خبر دارد که: فکلهم اذا فکرت فیهم کلاب ام حمار ام ذباب و اشارت بر آنکه اصل انسان دل است و در صورت نشأه انسانی نمرتضی آن منبع صدق و صفا
  8. بخش ۳۲ - اشارت به سخن سید الطایفه جنید بغدادی که:«المرید الصادق غنی عن علم العلما» و بیان آنکه علم اولیا لدنی است نه کسبی که کما قال اللّه تعالی: ان تتقو اللّه یجعل لکم فرقاناً بین الحق و الباطل و کما قال النبی علیه الصلوة و السلام: من رغب فی الدنیا و طالدفتر صوفی سواد و حرف نیست
همه‌ی اسرار الشهود ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.