پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

اسرار الشهود

بخش ۳۱ - در بیان آنکه هر صفت که بر دل غالب می‌گردد و دل به حسب جامعیت که دارد عین آن می‌نماید. چنانچه حضرت مرتضی سلام اللّه علیه از دلهای ناقصان خبر دارد که: فکلهم اذا فکرت فیهم کلاب ام حمار ام ذباب و اشارت بر آنکه اصل انسان دل است و در صورت نشأه انسانی ن

مرتضی آن منبع صدق و صفا

آن وصی و جانشین مصطفی

گفت هر گه من تفکر می کنم

خلق عالم را تصور می کنم

آن یکی خوکست در بیغیرتی

وان دگر خود همچو سگ شد شهوتی

آن یکی گرگ است در درندگی

وان دگر پیوسته در خر بندگی

آن یکی در کبر چون شیر و پلنگ

وان دگر چون خر به قید پالهنگ

دل بهر وصفی که گردد متصف

تو همانی گر جوانی ور خرف

اصل انسان در حقیقت خود دلست

باقی اعضا همه فرعش شدست

داد پیغمبر از این معنی خبر

گفت حق را نیست بر صورت نظر

هم نظر نبود به اعمال شما

شد دل انسان نظرگاه خدا

هست منظور خدا نیات تو

آن دل پر نفی و پر اثبات تو

گر دلت نیک است شد افعال نیک

دل چو بد شد فعل بد گردد ولیک

شد صلاح دل صلاح این بدن

نیست کس را اندرین معنی سخن

دل چو فاسد گشت انسان فاسدست

گر حریف باده و گر عابدست

گر به صورت متقی و زاهدست

بد بود زیرا دلش با شاهدست

ظاهراً معمور ودر باطن خراب

او ب صورت آبی ودر معنی سراب

اهل دل از دل سعادت یافتند

خنگ دولت سوی بالا تاختند

نقش غیر از لوح دل شستند پاک

جامۀ هستی خود کردند چاک

از وصال دوست شاد و خرم اند

واصل جانان و با جان همد م اند

هر کرا دل نیست او بی بهره است

در جهان ا ز بینوایی شهره است

رو ب ه اسفل دارد او چون گاو و خر

نیستش کاری بغیر از خواب وخور

حق همی گوید که ایشان فی المثل

همچو گاوند و چو خر بل هم اضل

بی نصیب از هر کمالند آن گروه

غافل از ارباب حالند آن گروه

اهل دل شو اهل دل شو اهل دل

ورنه همچون خر فرومانی به گل

هر کرا دل نیست گوهر جانش مباد

هر که بی سر گشت سامانش مباد

هر کرا باشد دل چون آینه

حق همی بیند درون آینه

در چنین دل می توان دیدن عیان

آنچه پنهانست از خلق جهان

از غبار غیر دل را صاف کن

تا جمال یار بینی بی سخن

بر در دل باش دایم پاسبان

غیر او مگذار در دل یک زمان

مقصد و مقصود خلقت این دلست

هر چه می جویی از این دل حاصلست

هر چه عارف داند از دل خوانده است

از کتاب و در س دست افشانده است

این سخن ز استفت قلبک جو نشان

تا بدانی علم عارف را بیان

ادامه‌ی اسرار الشهود

  1. بخش ۳۳ - در بیان آنکه اصل اعمال نیت است و اخلاص در آن چنانچه در احادیث قدسیه آمده است که: لو صلی العبد صلوة اهل السماء و الارض و صام صیام اهل السماء و الارض و طوی الطعام مثل الملائکه حتی لا تأکل شیئی و لبس لباس العاری ثم رای فی قلبه ذره من محبة الدنیا او بشنواز اخبار قدسی این سخن
  2. بخش ۳۴ - در بیان آنکه جمیع افعال به تقدیر الهی است و اشاره به مسائل مختلف فیه میان اشعری و معتزلی و سنی و شیعی و محقق و مقلد و ایماء اصطلاحات صوفیه و منع از اظهار اسرار و تحریص به اخفاء آن بحکم:و رب جوهر علم لو ابوح به
  3. بخش ۳۵ - در بیان آنکه شرط را ه سالک صدق و اخلاص است و امتحان اهل کلام موجب خذلان دین و دنیا می‌گردد و ممتحن ملعون است.صدق و اخلاص است زاد رهروان
  4. بخش ۳۶ - جنید بغدادیپیر بغدادی جنید آن رهنما
  5. بخش ۳۷ - حکایت شیخ زنجانیشیخ زنجانی ولی خاص حق
  6. بخش ۳۸ - حکایت حسن بصریمقتدای دین حسن خیر الانام
  7. بخش ۳۹ - اشارت به حدیث قدسی: لو لم تذنبوا الذهبت بکم و خلقت خلقاً یذنبوا و یستغفرون فاغفر لهم، تا احکام اسمائی ظهور یابددر حدی ث قدس حق فرموده است
  8. بخش ۴۰ - در بیان حدیث نبوی که: لو لم تذنبوا لخشیت علیکم اشد من الذنب الا و هو العجب العجب العجب، بیزارم از آن طاعتی که مرا به عجب آورد. خوشا معصیتی که مرا به عذر آورد. «انین المذنبین احب الی اللّه من زجل المسبحین» چه هر چه موجب نیستی و عجز است به حقیقت طاطاعتی که عجب آورد یا غرور
همه‌ی اسرار الشهود ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.