پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

اسرار الشهود

بخش ۳۹ - اشارت به حدیث قدسی: لو لم تذنبوا الذهبت بکم و خلقت خلقاً یذنبوا و یستغفرون فاغفر لهم، تا احکام اسمائی ظهور یابد

در حدی ث قدس حق فرموده است

سر پنهان را عیان بنموده است

گفت لو لم تذنبوا یعنی شما

گر نمی کردید این جرم و خطا

من شما را بر دمی سوی عدم

آفریدم خلق دیگر از کرم

تا که ایشان می بکردندی گناه

پس به استغفار گشتی عذر خواه

تا من ایشان را بیامرزیدمی

از رئوفی آ ن گنه بخشیدمی

تا که غفاری من ظاهر شدی

زان گناهان غافری پیدا بدی

کی شود ظاهر تجلی رحیم

گر گنه از ما نمی آمد مقیم

مقتضای اسم تواب و غفور

هست جرم از ما چه می افتی تو دور

آنچه می دانم نمی گویم تمام

زانکه می ترسم که لغزد پای عام

بحر عرفان گرچه می‌آید به جوش

حاکم شرعم همی گوید خموش

گر بگیرد قاهر است و منتقم

می کند از ما سرانجام مهم

ور همی بخشد رئوف است و رحیم

می شود پیدا تجلی کریم

گر به جنت می برد غفار دان

ور به دوزخ می برد قهار خوان

هست عاصی را به رحمت افتقار

م ج رمان را لازم آمد انکسار

ادامه‌ی اسرار الشهود

  1. بخش ۴۱ - در بیان حقیقت عشق و آثار و احکام آنعشق چه بود قطره دریا ساختن
  2. بخش ۴۲ - سلطان محمود و ایازگفت روزی شاه محمود و ایاز
  3. بخش ۴۳ - حکایتپادشاهی بود بس صاحب جمال
  4. بخش ۴۴ - در بیان: ان اللّه لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاءحق همی گوید گناهان همه
  5. بخش ۴۵ - حکایت حسن بصریاز امام عصر و شیخ تابعین
  6. بخش ۴۶ - درویشی که از عشق عابدی را مدهوش دیدگفت درویشی که روزی از قضا
  7. بخش ۴۷ - در بیان مراتب صحو و محو و فرق و جمع و صحو بعد المحو و فرق بعد الجمع و اشارت به مشاهدۀ کاملان و توحید حقیقی و تنبیه بر آنکه یک حقیقت که به صورت کثرت تجلی نموده و عین همه گشتهمحو وصحو و فرق و جمع و جمع جمع
  8. بخش ۴۸ - حکایتسائلی که از پیر بسطامی سئوال کردآن یکی از پیر بسطامی سئوال
همه‌ی اسرار الشهود ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.