پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۲

در سینه بازم آتش نمرود می‌رود

زآن آتشم چو شمع به سر دود می‌رود

نمرود کو که از نم چشمم حذر کند

کز این نمم به دجله و شط رود می‌رود

پاکست همچو آینه قلبش زآب و می

رندی اگر که خرقه می‌آلود می‌رود

زاهده عمل به شرک برد پیش صیرفی

بنگر دغل که قلب زراندود می‌رود

نه طالب نعیم نه در بیم از جحیم

عاشق پی رضای تو خشنود می‌رود

او را به دل ز نور محبت اثر نبود

با تو اگر ز کوی تو مردود می‌رود

هرکاو نوای بربط عشقش بود به گوش

از ره کجا ز چنگ و نی و عود می‌رود

شیخی که روی تافت ز میخانه بر حجاز

کورانه رو به کعبه مقصود می‌رود

آشفته را گناه فزونست از حساب

اما روان به بارگه جود می‌رود

حیدر که با ولایت او از طرب خلیل

خندان چو گل در آتش نمرود می‌رود

دست تهی است تحفه بر صاحب کرم

زان بنده بی‌عمل بر معبود می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۴کس نمک با شکر برآمیزد
  2. شمارهٔ ۴۹۵فرخنده بسملی که به تیر نظر کشد
  3. شمارهٔ ۴۹۶عاشق از جور بتان گرچه ملالی دارد
  4. شمارهٔ ۴۹۷رفته صبا پیرامنش کز خواب بیدارش کند
  5. شمارهٔ ۴۹۸نقاش صنع کاین همه نقش و نگار کرد
  6. شمارهٔ ۴۹۹ساقی ز جام کشف از این راز می‌کند
  7. شمارهٔ ۵۰۰بسکه برخاست مرا از دل غمفرسا دود
  8. شمارهٔ ۵۰۱باد گل بوی سحر مژده زبستان آورد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.