پرش به محتوای اصلی
فخرالدین اسعد گرگانی فخرالدین اسعد گرگانی

ویس و رامین

بخش ۹۲ - پاسخ دادن رامین ویس را

دگر باره جوابش داد رامین

سر از چنبر مکش ای ماه چندین

تو این گفتار را حاصل نداری

به بیل صبر ترسم گل نداری

زبان با دلت همراهی ندارد

دلت زین گفته آگاهی ندارد

دلت را در شکیبایی هنر نیست

مرو را زین که می‌گویی خبر نیست

تو چون طبلی که بانگت سهمناکست

و لیکن در میانت باد پاکست

زبانت می‌نماید زود سیری

و لیکن نیست دل را این دلیری

زبانت دیگرست و دلت دیگر

که این از حنظلست و آن ز شکر

خدای من بتا بر آسمان نیست

اگر بر من دل تو مهربان نیست

و لیکن بخت من امشب چنینست

که چون بدخواه من با من به کینست

مرا در برف چون گمراه مانده‌ست

زمن تا مرگ یک بیراه مانده‌ست

نیارم بیش ازین بر جای بودن

نهیب برف و سرما آزمودن

تو نادانی و نشنودی مگر آن

که از بدخواه بدتر دوست نادان

اگر نادان بود بایسته فرزند

ازو ببرید باید مهر و پیوند

من ایدر در میان برف و سرما

تو در خانه میان خز و دیبا

همی بینی مرا در حال چونین

همی گویی سخنهای نگارین

چه جای این سخنهای درازست

چه وقت این همه گشّی و نازست

تو از گشّی سخن ناکرده کوتاه

گلوی من بگیرد مرگ ناگاه

مرا مردن بود در رزمگاهی

که گرد من بود کشته سپاهی

چرا به‌فسوس در سرما بمیرم

چرا راه سلامت برنگیرم

نخواهی مر مرا بر تو ستم نیست

چو من باشم مرا دلدار کم نیست

ترا موبد همیدون باد در بر

مرا چون تو یکی دلدار دیگر

چو من برگردم از پیشت بدانی

کزین تندی کرا دارد زیانی

کنون رفتم تو از من باش پدرود

همی زن این نوا گر نگسلد رود

من آن خواهم که تو باشی شکیبا

چه خواهد کور جز دو چشم بینا

تو موبد را و موبد مر ترا باد

به کام نیک خواهان هر دوان شاد

ادامه‌ی ویس و رامین

  1. بخش ۹۴ - پشیمان شدن ویس از کردهٔ خویششگفتا پر فریبا روزگارا
  2. بخش ۹۵ - فرستادن ویس دایه را در پى رامین و خود رفتن در عقببشد دایه سبک چون مرغ پران
  3. بخش ۹۶ - پاسخ دادن رامین ویس راجوابی داد رامین دلازار
  4. بخش ۹۷ - پاسخ دادن ویس رامین راسمن بر ویس جوشان و خروشان
  5. بخش ۹۸ - پاسخ دادن رامین ویس راجهان افروز رامین گفت ازین پس
  6. بخش ۹۹ - پاسخ دادن ویس رامین راسمنبر ویس دست رام در دست
  7. بخش ۱۰۰ - پشیمان شدن رامین از رفتن ویس و از پس ویس شدنچو ویس دلبر از رامین جدا شد
  8. بخش ۱۰۱ - آشکار شدن رامین بر شاه موبدچو یک مه ویس و رامین شاد بودند
همه‌ی ویس و رامین ←

فخرالدین اسعد گرگانی درباره‌ی فخرالدین اسعد گرگانی

فخرالدین اسعد گرگانی شاعر و داستانسرای ایرانی نیمهٔ نخست سدهٔ پنجم هجری است. وی معاصر طغرل سلجوقی بود. وی با علوم دینی و حکمی آشنا و بر مذهب اعتزال بود. پیش کشیده شدن حدیث ویس و رامین بین او و عمید ابوالفتح مظفر نیشابوری حاکم اصفهان، موجب شد که فخرالدین آن داستان را به نظم درآورد. این داستان از زبان پهلوی به فارسی درآم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.