پرش به محتوای اصلی
فخرالدین اسعد گرگانی فخرالدین اسعد گرگانی

ویس و رامین

بخش ۹۱ - پاسخ دادن ویس رامین را

دگر باره سمنبر ویس مهروی

گشاد آواز مشک از عنبرین موی

جوابش داد ویس ماه رخسار

بت زنجیر زلف نوش گفتار

برو راما و دل خوش کن به دوری

برین آتش فشان آب صبوری

سخن هر چند کم گویی ترا به

ترا هر چند کم بینم مرا به

روان را رنج بیهوده نمایی

هر آنگه کازموده آزمایی

نه من آشفته هوش و سست رایم

که چندین آزموده آزمایم

بس است این داغ کم بر دل نهادی

بس است این چشمه کز چشمم گشادی

اگر صد سال گبر آتش فروزد

سرانجامش همان آتش بسوزد

چه ناکس پرور و چه گرگ پرور

به کوشش به نگردد هیچ گوهر

ترا زین پیش بسیار آزمودم

تو گویی کزدم و مار آزمودم

اگر تو رام بودی از نمایش

نمودی گوهر اندر آزمایش

یکی نیمه ز من شد زندگانی

میان درد و ننگ جاودانی

به دیگر نیمه خواهم بود دلشاد

نخواهم داد او را نیز بر باد

از آن پیشین وفا کِشتن چه دارم

که تا زین پس وفایت نیز کارم

نورزم مهر بی مهران ازین بیش

که نه دشمن شده‌ستم با تن خویش

که نه مادر مرا از بهر تو زاد

ویا ایزد مرا یکسر به تو داد

نه بس تیمار دهساله که بردم

ویا اندوه بیهوده که خوردم

وفا زان بیش چون باشد که جستم

چه دارم زان وفا جستن به دستم

وفا کردم ز پیش و به نکردم

ازیرا با دلی پر داغ و دردم

همه کس از جفا گردد پشیمان

من آنم کز وفا گشتم بدین سان

وفا آورد چندین رنج بر من

که نوشم زهر گشت و دوست دشمن

دلی خود چند باشد تاش چندین

رسد آسیب و رنج از مهر و از کین

اگر کوهی بُدی از سنگ و آهن

نمانده‌ستی کنون یک ذره در تن

اگر خود رای دارم مهر جویی

بدین دل مهر چون ورزم نگویی

دلی رسته ز بیم و جسته از دام

دگر ره کی نهد در دام تو گام

ادامه‌ی ویس و رامین

  1. بخش ۹۳ - پاسخ دادن ویس رامین راسمنبر ویس گفتا همچنین باد
  2. بخش ۹۴ - پشیمان شدن ویس از کردهٔ خویششگفتا پر فریبا روزگارا
  3. بخش ۹۵ - فرستادن ویس دایه را در پى رامین و خود رفتن در عقببشد دایه سبک چون مرغ پران
  4. بخش ۹۶ - پاسخ دادن رامین ویس راجوابی داد رامین دلازار
  5. بخش ۹۷ - پاسخ دادن ویس رامین راسمن بر ویس جوشان و خروشان
  6. بخش ۹۸ - پاسخ دادن رامین ویس راجهان افروز رامین گفت ازین پس
  7. بخش ۹۹ - پاسخ دادن ویس رامین راسمنبر ویس دست رام در دست
  8. بخش ۱۰۰ - پشیمان شدن رامین از رفتن ویس و از پس ویس شدنچو ویس دلبر از رامین جدا شد
همه‌ی ویس و رامین ←

فخرالدین اسعد گرگانی درباره‌ی فخرالدین اسعد گرگانی

فخرالدین اسعد گرگانی شاعر و داستانسرای ایرانی نیمهٔ نخست سدهٔ پنجم هجری است. وی معاصر طغرل سلجوقی بود. وی با علوم دینی و حکمی آشنا و بر مذهب اعتزال بود. پیش کشیده شدن حدیث ویس و رامین بین او و عمید ابوالفتح مظفر نیشابوری حاکم اصفهان، موجب شد که فخرالدین آن داستان را به نظم درآورد. این داستان از زبان پهلوی به فارسی درآم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.