پرش به محتوای اصلی
فخرالدین اسعد گرگانی فخرالدین اسعد گرگانی

ویس و رامین

بخش ۹۷ - پاسخ دادن ویس رامین را

سمن بر ویس جوشان و خروشان

دو چشمه خونش از دو چشم گریان

دریده ماه پیکر جامه بر بر

فگنده لاله گون واشامه از سر

همی گفت ای مرا چون جان گرامی

دلم را کام و کامم را تمامی

توی بخت مراهمتهای رادی

توی جان مرا همتای شادی

مدر بر بخت من یکباره پرده

مکن جان مرا در مهر برده

درخت خرمی را شاخ مشکن

مه اومید را در چاه مفگن

اگر من با تو لختی ناز کردم

و یا بر تو زمانی رشک بردم

مخوان از رشک من چندین فسانه

مکن با من جدایی را بهانه

چو شش ماه از جدایی درد خوردم

چه باشد گر زمانی باز کردم

نباشد هیچ هجری بی نهیبی

چنان چون هیچ گشقی بی عتیبی

کرا از عشق باشد در دل آتش

عناب دوست باشد در دلش خوش

عتاب دوستان در وصل و هجران

بماند تا بماند مهر ایشان

فسونتر باد هر روسی نهیبم

که هم تیمار من گشت این عتیبم

اگر سنگی ز گردون اندر آید

همانا عاشقان را بر سر آید

پشیمانم چرا کردم عتیبی

کزو بفزود جانم را نهیبی

گمان بردم که کردم بر تو نازی

شد آن ناز مرا بر تو نیازی

اگر تیزی نمودم از در ناز

نگر تا من ترا چون جویمی باز

مزور جلدیی با تو بر اندم

و زان جلدی چنین خیره بماندم

اگر بودم به ناز اندر گنهگار

شدم با تو به برف اندر گرفتار

چو بودم روز شادی با تو انباز

شدم در روز سختی با تو دمساز

چو از گجرت بسی تیمار خوردم

به بازی باز از تو بر نگردم

کنون دست از عنانت بر نگیرم

همی نالم به زاری تا بمیرم

و گر بپذیتی از من پوزش من

نیفزایی به تندی سوزش من

شوم تا مرگ پیش تو پرستار

برم فرمانت چون فرمان دادار

و گر چونین نورزم مهربانی

بریدن هر گهی از من توانی

همه وقتی توان جستن جدایی

و لیکن جسن نتوان آشنایی

درخت آسان بود از بن بریدن

بریده باز نتوان روینیدن

تو خود دانی که با تو بد نکردم

کنون بی حجت از تو برنگردم

ادامه‌ی ویس و رامین

  1. بخش ۹۹ - پاسخ دادن ویس رامین راسمنبر ویس دست رام در دست
  2. بخش ۱۰۰ - پشیمان شدن رامین از رفتن ویس و از پس ویس شدنچو ویس دلبر از رامین جدا شد
  3. بخش ۱۰۱ - آشکار شدن رامین بر شاه موبدچو یک مه ویس و رامین شاد بودند
  4. بخش ۱۰۲ - رفتن موبد به شکارچو لشکرگاه زد خرم بهاران
  5. بخش ۱۰۳ - نالیدن ویس از رفتن رامین و از دایه چاره خواستنچو رامین دور گشت از ویس دلبند
  6. بخش ۱۰۴ - نامه نوشتن ویس به پیش رامینحریر و مشک و عنبر خواست و خامه
  7. بخش ۱۰۵ - رفتن رامین به کهندز به مکرچو دود شب بماند از آتش روز
  8. بخش ۱۰۶ - کشتن رامین زرد را به جنگبجست از خواب زرد و تیغ برداشت
همه‌ی ویس و رامین ←

فخرالدین اسعد گرگانی درباره‌ی فخرالدین اسعد گرگانی

فخرالدین اسعد گرگانی شاعر و داستانسرای ایرانی نیمهٔ نخست سدهٔ پنجم هجری است. وی معاصر طغرل سلجوقی بود. وی با علوم دینی و حکمی آشنا و بر مذهب اعتزال بود. پیش کشیده شدن حدیث ویس و رامین بین او و عمید ابوالفتح مظفر نیشابوری حاکم اصفهان، موجب شد که فخرالدین آن داستان را به نظم درآورد. این داستان از زبان پهلوی به فارسی درآم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.