پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

نامه ها و اشعار متفرقه

شمارهٔ ۲ - نامه عارف به دوستش محمدرضا هزار

هزار مرتبه جانی که جانم از دستش

به لب رسیده فدای «هزار» نتوان کرد

هزار درد نهان دارمی که یک ز هزار

به جز «هزار» به کس آشکار نتوان کرد

ادامه‌ی نامه ها و اشعار متفرقه

  1. شمارهٔ ۴ - رونوشت از خط زیبای عارفز ری سوی همدان رخت بست و بار گشاد
  2. شمارهٔ ۵ - عارف و کلنل نصرالله خانبه عهد چشم تو یک دل امیدوار نشد
  3. شمارهٔ ۶نویسنده را بایدی چار چیز
  4. شمارهٔ ۷ببند ای دل غافل به خود ره گله را
  5. شمارهٔ ۸ - در آسمان به هدف تیر یک دعا نرسدشهید عشق تو کارش به دست و پا نرسد
  6. شمارهٔ ۹ - خانه کعبه را زیارت کردحاجی بی‌عقیده تاجر دزد
  7. شمارهٔ ۱۰ - عارف راجع به شیراز و نامه شریفه دختران ایران چاپ شیراز و زنددخت بانو سردبیر آن نامه سرودهخوشا شیراز و عهد باستانش
  8. شمارهٔ ۱۱ - یکی دیگر از نامه‌های عارف به علی بیرنگدل ز می دست برنمی‌دارد
همه‌ی نامه ها و اشعار متفرقه ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.