پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۰

بوطالب نعمه ای گشاده‌دل و دست

با دست و دلت بحر و فلک ناقص و پست

هر زیور کان خدای بر جد تو بست

جز نام پیمبری دگر جمله‌ت هست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۲دی می‌شد و از شکوفه شاخی در دست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۳از حادثه‌ای که هرچه زو گویم هست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۴دی با تو چنان شدم به یک خاست و نشست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۵گفتند که شعر تو ملک داشت به دست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۶ای عهد تو عید کامرانی پیوست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۷گفتند که گل چمن به یکبار آراست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۸در کوی تو هیچ کار من ناشده راست
  8. رباعی شمارهٔ ۳۹عدل تو زمانه را نگهدار بس است
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.