پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۹

دل در خم آن زلف معنبر بنشست

جان گفت که دل رفت وزین غمکده رست

من هم پی دل روم به هر حال که هست

مسکین چو به لب رسید پایش بشکست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۱ای صبر ز دست دل معشوقه‌پرست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۲دی می‌شد و از شکوفه شاخی در دست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۳از حادثه‌ای که هرچه زو گویم هست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۴دی با تو چنان شدم به یک خاست و نشست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۵گفتند که شعر تو ملک داشت به دست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۶ای عهد تو عید کامرانی پیوست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۷گفتند که گل چمن به یکبار آراست
  8. رباعی شمارهٔ ۳۸در کوی تو هیچ کار من ناشده راست
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.