پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۴

دی با تو چنان شدم به یک خاست و نشست

کز من اثری نماند جز باد به دست

از شرم بمیرم ار بپرسی فردا

کان دلشده زنده هست گویند که هست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۶ای عهد تو عید کامرانی پیوست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۷گفتند که گل چمن به یکبار آراست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۸در کوی تو هیچ کار من ناشده راست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۹عدل تو زمانه را نگهدار بس است
  5. رباعی شمارهٔ ۴۰دل بر سر عهد استوار خویش است
  6. رباعی شمارهٔ ۴۱عشقی که همه عمر بماند این است
  7. رباعی شمارهٔ ۴۲از تو طمعم یکی صراحی باده است
  8. رباعی شمارهٔ ۴۳ای شاه جهان ملک جهان حسب تراست
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.