پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۱

عشقی که همه عمر بماند این است

دردی که ز من جان بستاند این است

کاری که کسش چاره نداند این است

وان شب که به روزم نرساند این است

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۳ای شاه جهان ملک جهان حسب تراست
  2. رباعی شمارهٔ ۴۴در سایهٔ آن زلفِ مشوش که تو راست
  3. رباعی شمارهٔ ۴۵دوشینه شب ارچه جانم از رنج بکاست
  4. رباعی شمارهٔ ۴۶کون خر ملک ریش گاو افتادست
  5. رباعی شمارهٔ ۴۷تا حادثه قصد آل عمران کردست
  6. رباعی شمارهٔ ۴۸زلف تو از آن دم که دلم بربودست
  7. رباعی شمارهٔ ۴۹شاها به خدایی که ترا بگزیدست
  8. رباعی شمارهٔ ۵۰آن چهره که هرکه وصف او بشنیدست
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.