پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۸۳

به خدایی که بذل جان او را

پایهٔ اولین احسانست

کمترین پایه لطف و صنعش را

باد نوروز و ابر نیسانست

که مرا در فراق خدمت تو

زندگانی و مرگ یکسانست

از هر آسانیی که بی‌تو بود

خاطر و طبع من هراسانست

می‌کشم در فراق سختیها

هجر یاران به گفتن آسانست

دل و جان تا مقیم خوارزمند

وای بر تن که در خراسانست

خوشدلی در جهان طمع کردن

هم ز سودای طبع انسانست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۸۵ - در مدح سعدالدین و کیفیت سقطه و حسب حال خودای سعد سپهر دین کجایی
  2. شمارهٔ ۸۶ - در مدح صاحب جمال‌الدین محمد و شکایت از روزگارکمال دین محمد محمد آنکه برای
  3. شمارهٔ ۸۷بهشت را چه کنی عرضه بر قلندریان
  4. شمارهٔ ۸۸ - حکیم در اواخر عمر از ملازمت دربار سلاطین احتراز می‌نموده، وقتی سلطان غور او را طلبید این قطعه را بدو فرستادکلبه‌ای کاندرو به روز و به شب
  5. شمارهٔ ۸۹ - ناصرالدین طاهر را درد دندان عارض گشته انوری این قطعه هنگام عیادت او گفته و در هر بیت‌التزام لفظ دندان نموده استای به دندان دولت آمده خوش
  6. شمارهٔ ۹۰ - امیر یوسف نام و عدهٔ عطایی کرده و وفا ننموده بود در تهدید او گفته استمیر یوسف سخن دراز مکش
  7. شمارهٔ ۹۱ - در ندامت و شکایتبا آنکه چند سال بدیدم بتجربت
  8. شمارهٔ ۹۲ - در مطایبهدر جهان چندان که گویی بی‌شمار
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.