پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۶۱ - در مدح فیروزشاه

ای رفته به فرخی و فیروزی

باز آمده در ضمان بهروزی

از لالهٔ رمح و سبزهٔ خنجر

در باغ مصاف کرده نوروزی

چون تیر نهاده کار عالم را

یک ساعته در کمان تو کوزی

تو ناصر دینی و ازین معنی

یزدان همه نصرتت کند روزی

در حمله درنده‌ای و دوزنده

صف می‌دری و جگر همی دوزی

پروانه سمندر ظفر باشد

چون مشعلهٔ سنان برافروزی

فرزین بنهی به عرصه رستم را

آنجا که به لعب اسب کین توزی

صد شه به پیاده‌ای براندازد

آنرا که تو بازیی درآموزی

می‌ساز به اختیار من بنده

تا خرمن فتنها همی سوزی

ای روز مخالفانت شب گشته

می‌خور به مراد دل شبانروزی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۶۳نه تو آنی که دی دل تو نبود
  2. شمارهٔ ۴۶۴ - در تهنیتای خداوندی که بر روی زمین فرمان تو
  3. شمارهٔ ۴۶۵صبر کن تا زمانه خو نشوی
  4. شمارهٔ ۴۶۶ای سر از کبر بر فلک برده
  5. شمارهٔ ۴۶۷ - شراب خواهدای کریمی که جرم هفت اختر
  6. شمارهٔ ۴۶۸ - در تقاضاخداوندا حریفان آمدستند
  7. شمارهٔ ۴۶۹ - در ناخن گرفتن صاحبسحرگاهی به نزد خواجه رفتم
  8. شمارهٔ ۴۷۰ - قسمت در توبه و انابهبه خدایی که بازگشت بدوست
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.