پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۴۷ - در وصف بزرگی و کرم صاحب ترمد

دی ز من پرسید معروفی ز معروفان بلخ

از شما پوشیده چون دارم عزیز شادخی

گفت گیتی را سه دریا داد گیتی آفرین

هریکی زیشان محیط از غایت بی‌برزخی

آن به ترمدوان به موصول وان سه دیگر در هرات

کیست بهتر زین سه عالی موج دریای سخی

گفتم او را حاش لله این تساوی شرط نیست

لاله هرگز کی کند رمحی و سوسن ناچخی

این میان صوفیان باشد که هنگام خطاب

شیخ هدهد را اخی خواند سلیمان را اخی

زانکه اندر خدمت این صاحب صاحب‌قران

مدحتی گویم که حکمش طاعتست از فرخی

منتظم گردد ز ملک موصل و حصن هرات

امتحان را این بهشتی غصه را آن دوزخی

مجلسش را میوه‌کش باشد جمال موصلی

مطبخش را دیگ شو گردد اثیر مطبخی

شادمان زی ای قدر قدرت خداوندی که هست

جای مغلوبی فلک را گر کنون با او چخی

از متانت حبل اقبالت چو شعر بوالفرج

وز عذوبت مشرب عیشت چو نظم فرخی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۴۹ - در مدح امیر فخرالدین ابوالمفاخر آبیای به تدبیر قطب آن گردون
  2. شمارهٔ ۴۵۰مرا سعد دین داد پیراهنی
  3. شمارهٔ ۴۵۱ - در نصیحت و موعظهعادت کن از جهان سه خصلت را
  4. شمارهٔ ۴۵۲به خدایی که ذات بی‌چونش
  5. شمارهٔ ۴۵۳ - روزی بدمستی کرده بود در عذر آن گویدخداوند که داند خواست عذر لطف دوشینت
  6. شمارهٔ ۴۵۴ - فی‌الموعظةچهار چیزست آیین مردم هنری
  7. شمارهٔ ۴۵۵ - در مدیحآنی که گر بخواهی از اقبال و سروری
  8. شمارهٔ ۴۵۶ - در شکایت و تقاضای الطاف صاحبای صاحبی که صدر وزارت ز جاه تو
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.