پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۵۶ - در شکایت و تقاضای الطاف صاحب

ای صاحبی که صدر وزارت ز جاه تو

با اوج آفتاب زند لاف برتری

فرمان تو که زیر رکابش رود جهان

با روزگار سوده عنان در برابری

بر هر که ابر عاطفتت سایه افکند

تا حشر باقیست چو دریا توانگری

دست تو رازقست و ضمیر تو غیب‌دان

بی‌دعوی خدایی و لاف پیمبری

احوال مبرمی و گدایی شاعران

دانند همگنان که مه شعر و مه شاعری

شد مدتی که عزم زمین‌بوس تازه کرد

در خدمت مبارک میمونت انوری

واکنون بر آستانهٔ عالیت روز و شب

کش آسمانه باد پر از ماه و مشتری

از لطف شامل تو طمع دارد این قدر

کاخر چه می‌کنی و کجایی چه می‌خوری

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۵۸ - در تقاضاخداوندا همی دانم که چیزی نیست در دستت
  2. شمارهٔ ۴۵۹ - در مذمت کسی گفتهز جنس مردمان مشمار خود را
  3. شمارهٔ ۴۶۰ - حسب حالکسی که مدت سی سال شعر باطل گفت
  4. شمارهٔ ۴۶۱ - در مدح فیروزشاهای رفته به فرخی و فیروزی
  5. شمارهٔ ۴۶۲ - در هجاخون خواجه کعبه است و نان او بیت‌الحرام
  6. شمارهٔ ۴۶۳نه تو آنی که دی دل تو نبود
  7. شمارهٔ ۴۶۴ - در تهنیتای خداوندی که بر روی زمین فرمان تو
  8. شمارهٔ ۴۶۵صبر کن تا زمانه خو نشوی
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.