پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۵۳ - روزی بدمستی کرده بود در عذر آن گوید

خداوند که داند خواست عذر لطف دوشینت

چه سازم وز که خواهم یارب امروز اندرین یاری

ندارد بنده استحقاق این چندین خداوندی

ولیکن تو خداوندا خداوندی آن داری

به مستی خارجی‌ها کرده‌ام چندان که از خجلت

نمی‌یارم که عذری خواهم امروزت به هشیاری

اگرچه دم نمی‌یارم زدن لیکن چنانک آید

به شوخی می‌برم در پیش تو لنگی به رهواری

به چیزی دیگر این تشریف را تشبیه نتوان کرد

حدیث مصطفی می‌دان و بو ایوب انصاری

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۵۵ - در مدیحآنی که گر بخواهی از اقبال و سروری
  2. شمارهٔ ۴۵۶ - در شکایت و تقاضای الطاف صاحبای صاحبی که صدر وزارت ز جاه تو
  3. شمارهٔ ۴۵۷ - در عذر قی کردن در مجلس شراب گفتهای برادر گر مزاج از فضله خالی آمدی
  4. شمارهٔ ۴۵۸ - در تقاضاخداوندا همی دانم که چیزی نیست در دستت
  5. شمارهٔ ۴۵۹ - در مذمت کسی گفتهز جنس مردمان مشمار خود را
  6. شمارهٔ ۴۶۰ - حسب حالکسی که مدت سی سال شعر باطل گفت
  7. شمارهٔ ۴۶۱ - در مدح فیروزشاهای رفته به فرخی و فیروزی
  8. شمارهٔ ۴۶۲ - در هجاخون خواجه کعبه است و نان او بیت‌الحرام
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.