پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۵۴ - فی‌الموعظة

چهار چیزست آیین مردم هنری

که مردم هنری زین چهار نیست بری

یکی سخاوت طبعی چو دستگاه بود

به نیکنامی آن را ببخشی و بخوری

دو دیگر آنکه دل دوستان نیازاری

که دوست آینه باشد چو اندرو نگری

سه دیگر آنکه زبان را به گاه گفتن زشت

نگاه داری تا وقت عذر غم نخوری

چهارم آنکه کسی کو به جای تو بد کرد

چو عذر خواهد نام گناه او نبری

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۵۶ - در شکایت و تقاضای الطاف صاحبای صاحبی که صدر وزارت ز جاه تو
  2. شمارهٔ ۴۵۷ - در عذر قی کردن در مجلس شراب گفتهای برادر گر مزاج از فضله خالی آمدی
  3. شمارهٔ ۴۵۸ - در تقاضاخداوندا همی دانم که چیزی نیست در دستت
  4. شمارهٔ ۴۵۹ - در مذمت کسی گفتهز جنس مردمان مشمار خود را
  5. شمارهٔ ۴۶۰ - حسب حالکسی که مدت سی سال شعر باطل گفت
  6. شمارهٔ ۴۶۱ - در مدح فیروزشاهای رفته به فرخی و فیروزی
  7. شمارهٔ ۴۶۲ - در هجاخون خواجه کعبه است و نان او بیت‌الحرام
  8. شمارهٔ ۴۶۳نه تو آنی که دی دل تو نبود
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.