پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۵۰

مرا سعد دین داد پیراهنی

که از دیدنش دیده حیران شدی

ز فرسودگی وقت پوشیدنش

تن مرد پوشیده عریان شدی

به هرجا که آسیب سریافتی

به اندازهٔ تن گریبان شدی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۵۲به خدایی که ذات بی‌چونش
  2. شمارهٔ ۴۵۳ - روزی بدمستی کرده بود در عذر آن گویدخداوند که داند خواست عذر لطف دوشینت
  3. شمارهٔ ۴۵۴ - فی‌الموعظةچهار چیزست آیین مردم هنری
  4. شمارهٔ ۴۵۵ - در مدیحآنی که گر بخواهی از اقبال و سروری
  5. شمارهٔ ۴۵۶ - در شکایت و تقاضای الطاف صاحبای صاحبی که صدر وزارت ز جاه تو
  6. شمارهٔ ۴۵۷ - در عذر قی کردن در مجلس شراب گفتهای برادر گر مزاج از فضله خالی آمدی
  7. شمارهٔ ۴۵۸ - در تقاضاخداوندا همی دانم که چیزی نیست در دستت
  8. شمارهٔ ۴۵۹ - در مذمت کسی گفتهز جنس مردمان مشمار خود را
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.