پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۳۰ - در طلب حضور دوستی گوید

ندارد مجلس ما بی‌تو نوری

اگرچه نیست مجلس درخور تو

چه فرمایی چه گویی مصلحت چیست

تو آیی نزد ما یا ما بر تو

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۳۲ - شراب خواهدای مقصد کشور چهارم
  2. شمارهٔ ۴۳۳ - در طلب جوای ز قدر تو آسمان در گو
  3. شمارهٔ ۴۳۴ - قطعهٔ زیر از حکیم شجاعی است که به انوری نوشته استای انوری تویی که به فضل و هنر سزند
  4. شمارهٔ ۴۳۵ - انوری در جواب شجاع‌الدین خالد بلخی گفته و عذر تقصیر خواسته استشجاعی ای خط و شعر تو دام و دانهٔ عقل
  5. شمارهٔ ۴۳۶ - ستایش سرای مجدالدین ابوالحسن عمرانیاین همایون در فرخنده‌سرای
  6. شمارهٔ ۴۳۷ - بزرگی به خانهٔ انوری رفت در تهنیت قدوم او گویدمرحبا مرحبا درآی درآی
  7. شمارهٔ ۴۳۸ای آنکه جویبار جهان از نهال جود
  8. شمارهٔ ۴۳۹چنان زندگانی کن ای نیک‌رای
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.