پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۳۳ - در طلب جو

ای ز قدر تو آسمان در گو

آفتاب از تو در خجالت ضو

قدر و رای تو از ورای سپهر

آفتابی و آسمانی نو

دل و دست تو گاه فیض و سخا

برده از ابر و آفتاب گرو

بنده را صاحب استری دادست

استری ماه نعل و گردون دو

خلقت آسیاء کی دارد

صفت آسیای او بشنو

سنگ زیرین او همیشه روان

گو در او آب و باد هیچ مرو

ناو او از درون و او معکوس

دلو او از برون و او در گو

آسیابی چنین و باری نه

بی‌شبانروز آسیابان رو

انوری این همه مزیح ز چیست

چند ازین ترهات شو هاشو

خود به یک ره بگو که بی‌کارست

آس دندانش ز آس کردن جو

تا ترا جود صدر دولت و دین

برهاند ز انتظار درو

او تواند که کشت همت او

هیچ بی‌ارتفاع نیست برو

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۳۵ - انوری در جواب شجاع‌الدین خالد بلخی گفته و عذر تقصیر خواسته استشجاعی ای خط و شعر تو دام و دانهٔ عقل
  2. شمارهٔ ۴۳۶ - ستایش سرای مجدالدین ابوالحسن عمرانیاین همایون در فرخنده‌سرای
  3. شمارهٔ ۴۳۷ - بزرگی به خانهٔ انوری رفت در تهنیت قدوم او گویدمرحبا مرحبا درآی درآی
  4. شمارهٔ ۴۳۸ای آنکه جویبار جهان از نهال جود
  5. شمارهٔ ۴۳۹چنان زندگانی کن ای نیک‌رای
  6. شمارهٔ ۴۴۰بر آفتاب حوادث بسوزم اولیتر
  7. شمارهٔ ۴۴۱ - در قناعتیارب بده مرا به دل نعمتی که بود
  8. شمارهٔ ۴۴۲سرخس از جور بی‌آبی و آبی
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.