پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۳۷ - بزرگی به خانهٔ انوری رفت در تهنیت قدوم او گوید

مرحبا مرحبا درآی درآی

اثر خیر اثیر دین خدای

ای زمام قضا گرفته به دست

وی محیط فلک سپرده به پای

نه به از خدمت تو آلت جاه

نه به از همت تو مکنت جای

از نهیبت ستاره بی‌آرام

وز رکابت زمانه ناپروای

ای بر افلاک دست کرده به قدر

وی ز خورشید گوی برده به رای

به سر کوی بوده‌ای که همی

به سجود اندر آمدست سرای

کای فلک با تو پست ره بگذار

وی جهان با تو خرد رخ بنمای

به کرم بر زمین من بخرام

به قدم در نهاد من بفزای

منزل ار در خور قدوم تو نیست

چه شود ساعتی به فضل به پای

تو همایی به فر و پر فکند

بر تر و خشک سایه پر همای

ای کمر بسته پیشت اختر سعد

اختر من تویی کمر بگشای

کردی آراسته سرای مرا

همچنین سال و مه همی آرای

چون رسم زحمتی همی آرم

چو رسی خدمتی همی فرمای

تا بود آسمان زمانه‌نورد

تا بود اختران فلک‌پیمای

باد عمر تو با زمانه قرین

باد قدر تو با فلک همتای

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۳۹چنان زندگانی کن ای نیک‌رای
  2. شمارهٔ ۴۴۰بر آفتاب حوادث بسوزم اولیتر
  3. شمارهٔ ۴۴۱ - در قناعتیارب بده مرا به دل نعمتی که بود
  4. شمارهٔ ۴۴۲سرخس از جور بی‌آبی و آبی
  5. شمارهٔ ۴۴۳ - غرض از این لغز ریواس استآن چیست کز آن طبق همی تابد
  6. شمارهٔ ۴۴۴ - در هجو کسی گفتهنکنم خواجه را به شعر هجا
  7. شمارهٔ ۴۴۵شها چون پیل و فرزین شه پرستم
  8. شمارهٔ ۴۴۶ - در هجو قاضی ناصحآنکه سایه‌اش کس ندید از غایت ستر و صلاح
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.