پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۷ - در قناعت و صبر گوید

ای بس که جهان جبهٔ درویش گرفته

از فضلهٔ زنبور برو دوخته‌ام جیب

واکنون همه شب منتظرم تا بفروزند

شمعی که به هر خانه چراغی نهد از غیب

آن روز فلک را چو در آن شکر نگفتم

امروز درین زشت بود گر کنمش عیب

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۹ - در مطایبه گویدزهی نم کرمت در سخا بهارانگیز
  2. شمارهٔ ۳۰ - در تعریف کتاب مقامات قاضی حمیدالدینهر سخن کان نیست قرآن یا حدیث مصطفی
  3. شمارهٔ ۳۱ - صاحب ناصرالدین را مدح گویدای سرافرازی که از یک سعی تو
  4. شمارهٔ ۳۲ - در مدح مجدالدین ابوطالب نعمهگره عهد آسمان سست است
  5. شمارهٔ ۳۳ - در شرح اشتیاق گویدبه خدایی که از میان دو حرف
  6. شمارهٔ ۳۴ - در هجو صفی محمد تاریخیصفی محمد تاریخی از خدای بترس
  7. شمارهٔ ۳۵ - در شکایت دنیاربع مسکون آدمی را بود، دیو و دد گرفت
  8. شمارهٔ ۳۶ - در شکایت گوید و توقع تلطف کندچون برگهای طوبی طبعم به نام تو
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.