پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۱

از من ای جان روی پنهان می‌کنی

تا جهان بر من چو زندان می‌کنی

آشکارا گشت رازم تا ز من

خندهٔ دزدیده پنهان می‌کنی

خون دلهای عزیزان ریختن

گرچه دشوارست آسان می‌کنی

زهره کی دارد به کردن هیچکس

آنچه تو از مکر و دستان می‌کنی

هرچه ممکن گردد از جور و جفا

با دل مسکین من آن می‌کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۳باز آهنگ بلایی می‌کنی
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۴دوستا گر دوستی گر دشمنی
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۵در حسن قرین نوبهار آیی
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۶این همه چابکیّ و زیبایی
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۷ای همه دلبری و زیبایی
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۸خه مرحبا و اهلا آخر تو خود کجایی
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۹ای روی تو آیت نکویی
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۰ای خوبتر ز خوبی نیکوتر از نکویی
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.