پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۲

ناز از اندازه بیرون می‌کنی

وز جگر خوردن دلم خون می‌کنی

هرچه من از سرکشی کم می‌کنم

در کله‌داری تو افزون می‌کنی

ماه رخسارت نه بس در میغ هجر

نیز با این جور گردون می‌کنی

چون به یک نوع از جفا تن دردهیم

تازه صد نوع دگرگون می‌کنی

اینت دستی کاندرین بازی تراست

نیک خار از پای بیرون می‌کنی

هر زمان گویی که من نیک آورم

این سخن باری بگو چون می‌کنی

در حساب انوری هرگز نبود

کز تو این آید که اکنون می‌کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۴دوستا گر دوستی گر دشمنی
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۵در حسن قرین نوبهار آیی
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۶این همه چابکیّ و زیبایی
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۷ای همه دلبری و زیبایی
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۸خه مرحبا و اهلا آخر تو خود کجایی
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۹ای روی تو آیت نکویی
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۰ای خوبتر ز خوبی نیکوتر از نکویی
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۱قُرطه بگشای و زمانی بنشین بیش مگوی
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.