پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

رباعیات

شمارهٔ ۸۶

خصمان ملک چو جغد در ویرانند

دایم همه را همچو مگس میرانند

خود را چو همای از چه قِبَل می‌دانند

کز چشم چو سیمرغ همی پنهانند

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۸۸ای شاه تورا ماه نگین خواهد بود
  2. شمارهٔ ۸۹تا چند دل تو چشمهٔ نور بود
  3. شمارهٔ ۹۰از عمر شبی به‌ کام دل دوشم بود
  4. شمارهٔ ۹۱حیرت همه در درنگ و سنگ تو بود
  5. شمارهٔ ۹۲هرکس که سزای افسر وگاه بود
  6. شمارهٔ ۹۳هر بزم که کردی همه بهروزی بود
  7. شمارهٔ ۹۴دجله ملکا زمان زمان بفزاید
  8. شمارهٔ ۹۵خرگه زند وکارکسی نگشاید
همه‌ی رباعیات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.