پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

رباعیات

شمارهٔ ۸۲

خصمان تو لاف سپر زرد زدند

شش پنج به‌ گاه ماندن نرد زدند

گر سرد سخن شدند وا مرد زدند

با دولت تو بر آهن سرد زدند

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۸۴هر شب که رهی فال ز روی تو زند
  2. شمارهٔ ۸۵ترکان ملک با خرد و باهوشند
  3. شمارهٔ ۸۶خصمان ملک چو جغد در ویرانند
  4. شمارهٔ ۸۷گر بر فلک از تاجوران راه کنند
  5. شمارهٔ ۸۸ای شاه تورا ماه نگین خواهد بود
  6. شمارهٔ ۸۹تا چند دل تو چشمهٔ نور بود
  7. شمارهٔ ۹۰از عمر شبی به‌ کام دل دوشم بود
  8. شمارهٔ ۹۱حیرت همه در درنگ و سنگ تو بود
همه‌ی رباعیات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.