پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

رباعیات

شمارهٔ ۸۱

تیراندازان همه گرو در بستند

بردند گمان که با ملک همدستند

آخر همه عاجز و خجل بنشستند

وز شرم ملک تیر و کمان بشکستند

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۸۳چون باز خیال تو پر و بال زند
  2. شمارهٔ ۸۴هر شب که رهی فال ز روی تو زند
  3. شمارهٔ ۸۵ترکان ملک با خرد و باهوشند
  4. شمارهٔ ۸۶خصمان ملک چو جغد در ویرانند
  5. شمارهٔ ۸۷گر بر فلک از تاجوران راه کنند
  6. شمارهٔ ۸۸ای شاه تورا ماه نگین خواهد بود
  7. شمارهٔ ۸۹تا چند دل تو چشمهٔ نور بود
  8. شمارهٔ ۹۰از عمر شبی به‌ کام دل دوشم بود
همه‌ی رباعیات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.