پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قطعات

شمارهٔ ۳۵

الا ای برید روان، باد صبح

کت از خلد عار آید و گلشنش

چو آئی بدرگاه قاضی القضات

دعاهای بی حد رسان از منش

بگو، ای فلک با همه ارتفاع

فروتر از ایوان تو مسکنش

گر از خواجگان نظم عقدی دهند

به تعیین تو باشی میان افکنش

ز تشریف صاحب بگویم که من

بفریادم از صاحب مخزنش

تو خود حله کیسه بر قدر حور

ببغداد خلد برین معدنش

ز آغاز جبریل آمخته گار

بفرجام ادریس با کرزنش

نه زال زرش دوخته ست از پلنگ

نه داود پرداخته ز آهنش

سه ماه است حاشا که تا میکشم

تو صاحب گریبان و من دامنش

بفرسود و بدرید تا در بر آنک

که من خود بپوشیده ام بر تنش

سخنور خراسانئی چون اثیر

که بهر تو زنگان شود مسکنش

ز صدر تو باید که صاحب بود

تقاضای رسم صلت کردنش

سبب چه در آزردن دوستان

بدی گفت دشمن بکون زنش

خوداین کرد ازآن بود درشرق وغرب

که میداشت ایام می کردنش

دریغا دل آویز سوزی چنین

که گیتی عوض کرد با شیونش

خدایا گر از بر برفت این شجر

ز جنس حطب مشمر و مشکنش

در آن پاک آهسته زنگی گرفت

به صیقل رضا کن کنون روشنش

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۷چهار چیز که اصل فراغت است و منال
  2. شمارهٔ ۳۸چو دولت قدم کرده از سررسیدم
  3. شمارهٔ ۳۹افضل الدین ما صناعت طب
  4. شمارهٔ ۴۰مدتی تا در این جهان بودیم
  5. شمارهٔ ۴۱مرا گر ز آب حیوان جرعه ریزند
  6. شمارهٔ ۴۲ - لغز- چیستانچیست آن معشوقه ای کاو نه زخاص است و نه عام
  7. شمارهٔ ۴۳از غایت حسن تو و زغیرت چشم خود
  8. شمارهٔ ۴۴تعرضی مرسان ای زمانه عرض مرا
همه‌ی قطعات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.