پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قطعات

شمارهٔ ۴۰

مدتی تا در این جهان بودیم

هرزه گفتیم و باد پیمودیم

مردمان در عمارت افزایند

ما همه در خسارت افزودیم

ای بسا کز برای سود و زیان

شب نخفتیم و روز ناسودیم

ملکا، گرچه ما ز بدبختی

خود نکردیم هرچه فرمودیم

تو ببخشا و رحم کن بر ما

گرچه بر خویش ما نبخشودیم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۲ - لغز- چیستانچیست آن معشوقه ای کاو نه زخاص است و نه عام
  2. شمارهٔ ۴۳از غایت حسن تو و زغیرت چشم خود
  3. شمارهٔ ۴۴تعرضی مرسان ای زمانه عرض مرا
  4. شمارهٔ ۴۵چرخ دولابی ام افکنده چویوسف درچاه
  5. شمارهٔ ۴۶خوش کن بوعده ای دل من، گوخلاف باش
  6. شمارهٔ ۴۷بدرد تازه هر ساعت مرا مشغول خود میکن
  7. شمارهٔ ۴۸خسروا، بر بساط همت توست
  8. شمارهٔ ۴۹شاها سموم فاقه نهالی من بسوخت
همه‌ی قطعات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.