پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قطعات

شمارهٔ ۴۲ - لغز- چیستان

چیست آن معشوقه ای کاو نه زخاص است و نه عام

با حریفان سر بسر یکسان بود در ابتسام

گاه باشد چشم او در جامه های شعر زرد

گاه باشد فرش او بر فرشهای سیم خام

گاه در تیمار یاران گاه در تیمار خود

خوش همی خندد مقیم و زار می گرید مدام

در پناه وصل او یک رنگ باشد روز و شب

با جمال روی او یکسان نماید صبح و شام

هر کجا دیدار او باشد خجل باشد ضیا

هر کجا رخسار او باشد نهان گردد ظلام

هست او را سوختن در مذهب صوفی هلال

نیست او را کشتن اندر ملت تازی حرام

در فنون انتفاع و در صنوف فایده

ابتر او چون صحیح و ناقص او چون تمام

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۴تعرضی مرسان ای زمانه عرض مرا
  2. شمارهٔ ۴۵چرخ دولابی ام افکنده چویوسف درچاه
  3. شمارهٔ ۴۶خوش کن بوعده ای دل من، گوخلاف باش
  4. شمارهٔ ۴۷بدرد تازه هر ساعت مرا مشغول خود میکن
  5. شمارهٔ ۴۸خسروا، بر بساط همت توست
  6. شمارهٔ ۴۹شاها سموم فاقه نهالی من بسوخت
  7. شمارهٔ ۵۰شها چو حلقه بگوش ستانه تو شدم
  8. شمارهٔ ۵۱ای ز بزم تو با لطایف خلق
همه‌ی قطعات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.