پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قطعات

شمارهٔ ۲۹

خسرو دشمن شکن که صورت فتحش

در سر تیغ جهانگشای توان دید

با سخطش، صولت عقاب توان یافت

در نظرش، سایه همای توان دید

هندوی شب را ز گرد طره چترش

بر صدف ماه مشک سای توان دید

زین سوی مدح وی است هرچه بتبجیل

از سر ادراک عقل ورای توان دید

چون بفلک بر شوی ز قامت قدرش

گر نتوان دید پشت پای توان دید

در تتق ملک حرف حبر فلک را

زان دل و طبع لطیفه زای توان دید

پرده گی غیت را بدیده ی فکرش

در نفسی صد هزار جای توان دید

جمله بتفهیم شهریار جهان است

هر هنری کز من گدای توان دید

در دل خیناگر است مطربی ار چند

صورت زخمه ز چنگ و نای توان دید

گوهر بختی برد خزانه و لیکن

دبدبه بر درگه درای توان دید

بندگی آنجا رسد که چهره مستی

هم بمی لعل جان فزای توان دید

آینه ی بیوه گان هم آن بنماید

هرچه بجام جهان نمای توان دید

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۱ای یازده امهات و نه باب
  2. شمارهٔ ۳۲ - مدح رضا ابن محمودرسید، کان مروت بقعر گوهر جود
  3. شمارهٔ ۳۳باد معلوم رای تو که مرا
  4. شمارهٔ ۳۴شهریارا، چو ادب یافت ز عدل توجهان
  5. شمارهٔ ۳۵الا ای برید روان، باد صبح
  6. شمارهٔ ۳۶از چشمه عذب خلق گشتی
  7. شمارهٔ ۳۷چهار چیز که اصل فراغت است و منال
  8. شمارهٔ ۳۸چو دولت قدم کرده از سررسیدم
همه‌ی قطعات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.