پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قطعات

شمارهٔ ۳۰

ای بجائی که پیش صورت تو

خانه بشکست نقشبند خرد

در نبندد شکسته بند قضا

هرکه را دست کین توشکرد

جامه ئی داد خازن تو مرا

که کس از من به نیم جونخرد

ور ندوزم مشبک است کزو

هفت عضوم برون همی نگرد

زه جیبش چو چنگ ناله کند

لقمه از حلقم ار فرو گذرد

ور بسرفم در آن میان ناگاه

چو انار کفیده باز دَرَد

مرد باید که در میانه او

نه بسرفد، نه دم زند، نه خورد

بیش از وصف او قلیل و کثیر

نتواند زبان که برشمرد

زانکه گر هیچ دم زنم تادیر

تا باقصای کاشغر ببرد

داد باشد ز خازن تو مرا

با رهی این معاملت سپرد

بال این قطعه را بباید بست

پیش از آن، کز دهان من بپرد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۲ - مدح رضا ابن محمودرسید، کان مروت بقعر گوهر جود
  2. شمارهٔ ۳۳باد معلوم رای تو که مرا
  3. شمارهٔ ۳۴شهریارا، چو ادب یافت ز عدل توجهان
  4. شمارهٔ ۳۵الا ای برید روان، باد صبح
  5. شمارهٔ ۳۶از چشمه عذب خلق گشتی
  6. شمارهٔ ۳۷چهار چیز که اصل فراغت است و منال
  7. شمارهٔ ۳۸چو دولت قدم کرده از سررسیدم
  8. شمارهٔ ۳۹افضل الدین ما صناعت طب
همه‌ی قطعات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.