پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قطعات

شمارهٔ ۲۸

بخدائی که روی بند عدم

امرش از چهره جهان بگشاد

باد لطفش بباغ رحمت در

بید امید را زبان بگشاد

عقد های جواهر و اعراض

از دل کان کن فکان بگشاد

هیبتش عقل را زبان بربست

رحمتش عجز را دهان بگشاد

ساخت میتین و تیغ صبح و بدان

چشمه مهر از آسمان بگشاد

کمر کوه را مرصع کرد

چون جواهر زبندگان بگشاد

تربیت کرد نفس ناطقه را

تا بدو کشور بیان بگشاد

بوی لطفش چو رنگ بط آمیخت

نبض خون از دل روان بگشاد

از پی انس و جان بدست اجل

بند ترکیب انس و جان بگشاد

که مرا فرقت شما هر دم

عقدی از جزع درفشان بگشاد

نعره ها میزنم که سوزش آن

چرخ را خون ز دیدگان بگشاد

ناله ها میکنم که جوزا را

کمر سیم از میان بگشاد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۰ای بجائی که پیش صورت تو
  2. شمارهٔ ۳۱ای یازده امهات و نه باب
  3. شمارهٔ ۳۲ - مدح رضا ابن محمودرسید، کان مروت بقعر گوهر جود
  4. شمارهٔ ۳۳باد معلوم رای تو که مرا
  5. شمارهٔ ۳۴شهریارا، چو ادب یافت ز عدل توجهان
  6. شمارهٔ ۳۵الا ای برید روان، باد صبح
  7. شمارهٔ ۳۶از چشمه عذب خلق گشتی
  8. شمارهٔ ۳۷چهار چیز که اصل فراغت است و منال
همه‌ی قطعات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.