پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قصاید

شمارهٔ ۳۵ - مدح سلطان ارسلان بن طغرل - مطلع دوم

ای آفتاب عالم روزت خجسته باد

عالم بنو، ز ظلمت بیداد رسته باد

پشتی که جز بخدمت درگاه تو دوتاست

الا به عذر پیری، در هم شکسته باد

راهی کزو بمنزل جاهت توان رسید

بر مسرعان حادثه، آن راه بسته باد

هر کاو دهد ز دست، سر رشته ولات

هرکس که هست، رشته عمرش گسسته باد

هر دل، که سر ز مهر تو برتافت چون کمان

از تیر مرگ، چون جگر توز، خسته باد

بستان طراز ملکت، اعنی نسیم عدل

از عدل زلف چتر سیاه تو، جسته باد

بر چشمه سنان تو، خورشید تیغ زن

ز آلایش کسوف ابد، روی شسته باد

بادام وار با تو کسی، کاو دو دل بود

چشمش برون کشیده زناخن چو پسته باد

هر گل که پیرهن بدرد، در بهار عدل

از دست تیغ سبز قبای تو دسته باد

کم کرده ی امید جهان گوهر کرم

در خاک درگه تو امل باز جسته باد

شاخی که بند یابد از او، میوه امید

از بیخ اصطناع تو آن شاخ رسته باد

اعنی که بامداد چو سر بر کند زخواب

گوید جهان، که خلقت شاهت خجسته باد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۷ - مدح خواجه جمال الدین خجندی از رؤسای شافعیه اصفهاندر این دو پهنه که میدان ادهم است و سمند
  2. شمارهٔ ۳۸ - مدح نجم الدین لاجین والی همداندر سر مردان غم عشق تو معجر می‌کشد
  3. شمارهٔ ۳۹ - تاسف از درگذشت سیف الدین سنقر همدانی معروف به خمار تکیننمی توان بسر سرّ روزگار رسید
  4. شمارهٔ ۴۰ - تاسف از درگذشت اقضی القضات خواجه امام ظهیرالدینماهی ز آستین معالی در او فتاد
  5. شمارهٔ ۴۱ - مدح بهاءالدین محمد وزیرملک را فال ز اقبال بقا می یابد
  6. شمارهٔ ۴۲ - مدح ارسلان بن طغرلچیست از احسان که خورشید کرم با من نکرد
  7. شمارهٔ ۴۳ - در مقام عشق فرمایدعشق برآورد گرد، از سر مردان مرد
  8. شمارهٔ ۴۴ - مدح اتابک علاءالدین محمد خداوند مراغههرکه بر منهاج عزمی رای مقصد می‌کند
همه‌ی قصاید ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.