پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قصاید

شمارهٔ ۴۲ - مدح ارسلان بن طغرل

چیست از احسان که خورشید کرم با من نکرد

هرچه از احسان تو نامش دانی او، احسن نکرد

از نشیب چاه آزم بر سپهر ماه برد

رستم توران گشای این لطف، با بیژن نکرد

آفرین باد، آفرین، بر خسرو مغرب که خصم

ز آهن تیغش وطن جز در دل آهن نکرد

با زبان ناطق من کرد لطفی کافتاب

در بهاران، با زبان ابکم سوسن نکرد

ناصحم را هیچ دردی بود، کاو، مرهم نساخت

حاسدم را هیچ سوری بود، کان شیون نکرد

رایض انعام او بنشست با زین دو تنگ

از مراد من بزین در، ابلق تو سن نکرد

رنگریز لطف او، نغنوده با اشعار من

مذهب این طارم پر، شمع بی روزن نکرد

خود کم من گیر، کس دانی که ز انبای هنر

گوش در نعتت مقر، امن مستوطن نکرد

هیچ، اختر دید با بزم خودش، گردون نساخت

هیچ، گوهر دید با ذیل خودش، معدن نکرد

هیچ، سنگی دید اصلی زاده، تا چون آفتاب

روی از پیرایه تنویر پیراهن نکرد

هیچکس را دوست خواندی تا بفرط عاطفت

دوستان راازحسد، خوش خوش براودشمن نکرد

ابکم جودش لسن شد پس چرا گوید اثیر

من که در فطرت لسن بودم وی ام السن نکرد

تا گمان ناید تو را کاین لطف ها در حق من

بهر تحصیل رضای ایزد ذوالمن نکرد

چشم دل بگشای و لطف ایزدی بر وی به بین

تا بدانی کانچه کرد از مردمی با من نکرد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴۴ - مدح اتابک علاءالدین محمد خداوند مراغههرکه بر منهاج عزمی رای مقصد می‌کند
  2. شمارهٔ ۴۵ - شاد باش میلاد خواجه سعد الدین مسعود و مدح سلطان قزل ارسلان سلجوقیبه مهد کرد طبیعت مشیمه های ودود
  3. شمارهٔ ۴۶ - مدح سلطان ارسلان بن طغرلتا قافله شیر ز ماهی به حمل شد
  4. شمارهٔ ۴۷ - مدح نجم الدین لاجینگر، خاتم مردمی نگین دارد
  5. شمارهٔ ۴۸ - مدح اتابک علاءالدین محمدپای دار، ای کوی گردون زخم چوگان در رسید
  6. شمارهٔ ۴۹ - مدح جمال الدین محمود بن عبداللطیف بن محمد بن ثابت خجندیزهی به جان تو جاوید زنده جان خجند
  7. شمارهٔ ۵۰ - مدح حجت الاسلام رکن الدین حافظ همدانیرمضان سایه رحیل افکند
  8. شمارهٔ ۵۱ - مدحای عهد تو چون عهد قضا سرمد
همه‌ی قصاید ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.