پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قصاید

شمارهٔ ۴۳ - در مقام عشق فرماید

عشق برآورد گرد، از سر مردان مرد

گر تو، بسر زنده ی از سر این راه، گرد

فرد شو از هر دو کون تا بقبولی رسی

طالب مشرک مباش در ره مطلوب فرد

و الله، کافسار حکم بر سر دوران کنی

بر در او گر تو را، عشق بود پایمرد

صدق تو، گو، تا ز عجز با تو بشویند دست

نار، ز تولید حرق، آب ز تاثیر برد

مهربتت آرزوست، جان کن و ره رواز آنک

موده این موزه کیست چاره رو رهنورد

پیرهن روح تو جز عمل خیر نیست

چونکه بیفشاند جسم جامه جسم از نورد

روز قضا چون روی مفلس نا محترم

زین عمل ارکانت را چرخ چو معزول گرد

صبح قیامت دمید خیز و بیاور چو صبح

یک دم و صد آه کرم، یک لب و صد باد سرد

چهره چو زرنیخ داراشک چو شنگرف وپس

نقش گذاری نمای بر فلک لاجورد

گر همه دستی بگیر بوسه این جام درد

ور همه پائی بساز توشه این راه درد

عالم کشف و بسیط این همه قدس است و نور

بنده لونی و لام آن همه موم است و، ارد

گرد هوای نبرد بر رخ مردان نکوست

زلف عروسان طبع خوش نبود زیر گرد

از دل پر خون طلب جاه حقیقی چو لعل

بر در صورت ملاف همچو زر از روی زرد

نقش به افتاد خود، میطلبی پیشه کن

بارکشی چون بساط زخم پذیری چونرد

کاب تواضع نمای عربده شعله را

رخت بدوزخ برد در صف تنگ نبرد

جز دم تقطیع نیست نطق نهنک هوا

زین دو طرف هر چه دید هر دو بیکدم بخورد

بلبلی از سر بنه زانکه سوی باغ قدس

دام تو گفت است گفت بال تو گرداست گرد

نام طلب کن اثیر تا که بمانی چو روح

وین سخن از نام او بشنود و عکس وطرد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴۵ - شاد باش میلاد خواجه سعد الدین مسعود و مدح سلطان قزل ارسلان سلجوقیبه مهد کرد طبیعت مشیمه های ودود
  2. شمارهٔ ۴۶ - مدح سلطان ارسلان بن طغرلتا قافله شیر ز ماهی به حمل شد
  3. شمارهٔ ۴۷ - مدح نجم الدین لاجینگر، خاتم مردمی نگین دارد
  4. شمارهٔ ۴۸ - مدح اتابک علاءالدین محمدپای دار، ای کوی گردون زخم چوگان در رسید
  5. شمارهٔ ۴۹ - مدح جمال الدین محمود بن عبداللطیف بن محمد بن ثابت خجندیزهی به جان تو جاوید زنده جان خجند
  6. شمارهٔ ۵۰ - مدح حجت الاسلام رکن الدین حافظ همدانیرمضان سایه رحیل افکند
  7. شمارهٔ ۵۱ - مدحای عهد تو چون عهد قضا سرمد
  8. شمارهٔ ۵۲ - مدحای شاه شاهزاده سپهرت غلام باد
همه‌ی قصاید ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.