پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قصاید

شمارهٔ ۳۴ - مدح سلطان ارسلان بن طغرل - مطلع نخست

ای عید ملک و ملت عیدت خجسته باد

عالم به سعی تیغ تو از فتنه رسته باد

چابک رکاب عمر تو تا منزل ابد

بر تیز کام ابلق مدت نشسته باد

شهباز همت تو چو طعمه طلب کند

از کُردگاه شیر سپهریش مسته باد

در عشق مجلس تو که طاقت عهودها

ریحان سبزه زار فلک دسته دسته باد

گر مطلب سخن نه به مدحت زند نوا

در زخمه نخستین، رودش، گسسته باد

در بزمت ارنه حلقه‌ به‌ گوشی بود چو دف

این چنگ گوژپشت به هم درشکسته باد

هر سر که چون کمان ز تو برتافت روی لطف

مغزش به نوک ناوک قهر تو خسته باد

بر دیده‌ای که دشمن باغ جمال توست

راه نظر چو دیدهٔ نرگس ببسته باد

کم بودهای عقل. به جاسوسی دلت

در جیب و آستین عدم باز خسته باد

تا باغ ملک را ز تو نو باوه‌ها رسد

شاخ قضا ز بیخ رضای تو رسته باد

شام ار ز حشمت تو به رخ درکشد سپر

شمشیر آفتاب از او باز جسته باد

وان ارغنون که چرخ باو رقص میکند

بر دست او به تار مهین، راه بسته باد

در عالم حقیقت رخسار توست عید

این عید بر سخا و سخن، فر خجسته باد

در هر دلی که خصمی تو سر کند چو جوز

رسوا شده ز روزن دیده چو پسته باد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۶ - مدح سلطان ارسلان بن طغرل - مطلع سومای شاه شیر زهره، شکارت خجسته باد
  2. شمارهٔ ۳۷ - مدح خواجه جمال الدین خجندی از رؤسای شافعیه اصفهاندر این دو پهنه که میدان ادهم است و سمند
  3. شمارهٔ ۳۸ - مدح نجم الدین لاجین والی همداندر سر مردان غم عشق تو معجر می‌کشد
  4. شمارهٔ ۳۹ - تاسف از درگذشت سیف الدین سنقر همدانی معروف به خمار تکیننمی توان بسر سرّ روزگار رسید
  5. شمارهٔ ۴۰ - تاسف از درگذشت اقضی القضات خواجه امام ظهیرالدینماهی ز آستین معالی در او فتاد
  6. شمارهٔ ۴۱ - مدح بهاءالدین محمد وزیرملک را فال ز اقبال بقا می یابد
  7. شمارهٔ ۴۲ - مدح ارسلان بن طغرلچیست از احسان که خورشید کرم با من نکرد
  8. شمارهٔ ۴۳ - در مقام عشق فرمایدعشق برآورد گرد، از سر مردان مرد
همه‌ی قصاید ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.