پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

شمع و پروانه

بخش ۲ - در مناجات

بود یارب که از پروانه جود

برافروزی دلم را شمع مقصود

ز توفیقم نمایی راه تحقیق

چراغی بخشیم از نور توفیق

دلم پروانه جانسوز سازی

به شمع دل شب من روز سازی

چراغ دل که مرد از ظلمت تن

ز برق عشق بازش ساز روشن

چو شمعم گرمیی از سوختن ده

مرا از سوختن افروختن ده

دل پرسوز من از سوز داغی

برافروزان چو فانوس چراغی

رهان زین ظلمتم از برق آهی

ببخش از بخت سبزم خضر راهی

دل من مخزن اسرار خود کن

چو شمعش روشن از انوار خود کن

رهی بنمایم از شمع معانی

مرا روشن کن اسرار نهانی

به چشم من نما از سرمایه غیب

پری رویان معنیهای بی عیب

حدیث روشنم عقد گهر کن

چراغ مجلس اهل نظر کن

دلم انور کن از نور نظامی

کمال سعدی ام ده در تمامی

چو حافظ شاهی الهامیم بخش

نوای خسروی چون جامیم بخش

نی کلک مرا گردان شکرریز

چو شمعش ده زبان آتش انگیز

که چون از شمع و از پروانه گوید

رخ مردم چو شمع از گریه شوید

ادامه‌ی شمع و پروانه

  1. بخش ۴ - در نعت پیمبر اکرممحمد شمع جمع اهل بینش
  2. بخش ۵ - نعت امیرالمؤمنینامیر المؤمنین شمع هدایت
  3. بخش ۶ - سبب نظم کتابمرا سوزی شبی با خویشتن بود
  4. بخش ۷ - مدح سلطان یعقوبزهی لطف خدا خورشید تابان
  5. بخش ۸ - مدح امیر اعظم شاه قلی بیگفلک قدری که هست از عزت و جاه
  6. بخش ۹ - صفت عشقخوش آن عاشق که سرگرم خیال است
  7. بخش ۱۰ - آغاز داستان شمع و پروانهحدیثی دارم از روشندلی یاد
  8. بخش ۱۱ - آمدن شمع بمجلسخوش آن دل کش بود محفل فروزی
همه‌ی شمع و پروانه ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.