پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

شمع و پروانه

بخش ۱۱ - آمدن شمع بمجلس

خوش آن دل کش بود محفل فروزی

خوش آن محفل که دارد دلفروزی

خوش آن روزی که با یاری سرآید

خوش آن شب کز درت شمعی در آید

درآمد شمع با روی درخشان

تو گویی تیغ زد خورشید رخشان

نهاده همچو شاهان تاج بر سر

روان شد تا فراز کرسی زر

چو کرسی خادمش بر فرش بنهاد

به کرسی پا چو ساق عرش بنهاد

به صورت گرچه شمعش نام بودی

بمعنی شاه ملک شام بودی

چه شمعی چشم بد از روی او دور

بسان حوریان سر تا قدم نور

نگویم شمع، سروی نو رسیده

قبای شمع سان در بر کشیده

ازین گلنار روی نازنینی

لبی با او چو لعل آتشینی

به قد نخلی روان سر تا قدم خوش

چو نخل موم بس موزون و دلکش

از آتش بر سرش تاجی زر اندود

زده مشکین اتاقه بر سر از دود

قدی چون سرو نازی برکشیده

عجب سروی که گل از وی دمیده

رخش گلگون ز تاب نار خوردن

عرق رفته ز رویش تا به دامن

نمودی زیر ده پیراهن او

رگ جان از لطافت در تن او

قدش چون نیشکر شیرین و دلجو

عجب شیرینی دلسوز با او

باین خوش منظری سرو روانی

بدو نظارگی چشم جهانی

ادامه‌ی شمع و پروانه

  1. بخش ۱۳ - عاشق شدن پروانهخوشا مستی، دیداری که یکدم
  2. بخش ۱۴ - صفت دو خادم شمع و پیام شمع بسوی پروانهدو خادم داشت آن سرو گل اندام
  3. بخش ۱۵ - جواب دادن پروانهچو گفتند این حکایت خادمانش
  4. بخش ۱۶ - عتاب کردن شمع پروانه راچو بشنید این حکایت شمع آشفت
  5. بخش ۱۷ - زاری کردن پروانه با شمعچو ناز افزون کند یار جفا کیش
  6. بخش ۱۸ - مثل گفتن پروانه با شمعسیه پیر قلم آن حکمت اندوز
  7. بخش ۱۹ - یاری کردن شمع پروانه را در عشقنهنگ شوق چون طوفان برآورد
  8. بخش ۲۰ - جدایی افکندن باد میان پروانه و شمعچو کردند آن دو تن دلسوزی آغاز
همه‌ی شمع و پروانه ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.