پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

شمع و پروانه

بخش ۹ - صفت عشق

خوش آن عاشق که سرگرم خیال است

دلش پروانه شمع جمال است

در آتش هر شبی پروانه وار است

چو شمع از سوز دل شب زنده دار است

دلش پروانه وش از غم بود ریش

چو شمع از گریه شوید دامن خویش

چو فانوسش کسی دل برفروزد

که از داغ درونش سینه سوزد

مبادا آن تن که هست از سوز دل دور

چکار آید کسی را شمع بی نور

چو شمع آن کس که سوز دل ندارد

فروغ زندگی حاصل ندارد

خوش آن عاشق که سوز دل پذیرد

که بی آتش چراغی در نگیرد

ز خود پروانه وش چون دور گردد

چو شمع از پای تا سر نور گردد

چو سوز شمع وش پروانه را نور

فروغ او بود نور علی نور

خوش آن کت یار خواند جانب خویش

که گل آتش شود آتش کلت پیش

چو آید جذبه معشوق سرکش

کشد پروانه وش عاشق در آتش

در آتش خود نشد پروانه عمدا

کسی هرگز نزد بر تیغ خود را

بود شمع اژدهای آتشین نیش

دم گرمش کشد پروانه را پیش

چراغ دولت آن عاشق برافروخت

که بهر شمع خود پروانه وش سوخت

بیا ای‌عاشق شمع دل افروز

طریق عشق از پروانه آموز

ادامه‌ی شمع و پروانه

  1. بخش ۱۱ - آمدن شمع بمجلسخوش آن دل کش بود محفل فروزی
  2. بخش ۱۲ - دیدن پروانه شمع را و عاشق شدن بر اوزهی فرخنده فرخ جبینی
  3. بخش ۱۳ - عاشق شدن پروانهخوشا مستی، دیداری که یکدم
  4. بخش ۱۴ - صفت دو خادم شمع و پیام شمع بسوی پروانهدو خادم داشت آن سرو گل اندام
  5. بخش ۱۵ - جواب دادن پروانهچو گفتند این حکایت خادمانش
  6. بخش ۱۶ - عتاب کردن شمع پروانه راچو بشنید این حکایت شمع آشفت
  7. بخش ۱۷ - زاری کردن پروانه با شمعچو ناز افزون کند یار جفا کیش
  8. بخش ۱۸ - مثل گفتن پروانه با شمعسیه پیر قلم آن حکمت اندوز
همه‌ی شمع و پروانه ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.