پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

معمیات

بخش ۴۱ - سهراب

شب هجرست و ما آشفته ایم از زلف او ایدل

چو شب تا رست ودرهم راه تو دست از طلب بگسل

ادامه‌ی معمیات

  1. بخش ۴۳ - شاپورنمک در آب حیوان زان لبت از خنده اندازد
  2. بخش ۴۴ - شمسگمان نیست بعد از کمند تو رستن
  3. بخش ۴۵ - شیخ امینخورشید من برقع کشد تا روی چو مه بینمش
  4. بخش ۴۶ - شیخ زینمشتاق تو ای نگار مفلس گردید
  5. بخش ۴۷ - عفیفای دور گشته عافیتم از دهان تو
  6. بخش ۴۸ - عبداللهنه که بیخون جگر راحت دل دیده نیافت
  7. بخش ۴۹ - غریبچو چشم از مژه پرویز نی است لؤلؤ بیز
  8. بخش ۵۰ - غنییکدم آسوده ز کشتن دل قصاب نبود
همه‌ی معمیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.