پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۲۰

شنیده‌ام چو سلیمان به تخت داد نشست

خرد به درگهش استاد و چشم فتنه بخفت

ز دور دید که گنجشک نر به جفت عزیز

ترانه‌خوان و سرود آنچنان که شاه شنفت

من این رواق سلیمان توانم از منقار

ز جای کند و به دریا فکند و خاکش رفت

به خشم شد شه و گنجشک بی‌نوا چون یافت

که این حدیث شهنشه شنید و زان آشفت

بگفت خشم مگیر ای ملک ز لغزش من

که پیش همسر خود لاف‌ها زدم بنهفت

چرا که لاف زدن کیمیای مرد بود

برای آنکه کند جلوه در برابر جفت

گرفته بود دل شهریار از آن گفتار

پس از شنیدن این عذر همچو گل بشکفت

شنیدن سخن راست خشم وی بزدود

گناه او همه بخشید و عذر او پذرفت

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۲ - در ستایش فارسبه گرد پارس حصاری ز پارسا گردست
  2. شمارهٔ ۲۳ - قطعهمثل زنند خری را که زیر بار گران
  3. شمارهٔ ۲۴ - در جشن افتتاح مدرسه سادات فرمایدمرغان بهشتی به سحر نغمه سرایند
  4. شمارهٔ ۲۵ - در باب لزوم ختنه فرمایدخداوندا حدیثی با تو گویم
  5. شمارهٔ ۲۶ - در نکوهش رئیس صلح چالمیدان تهران فرمایدبصلحیه چالمیدان بود
  6. شمارهٔ ۲۷گرفتن زن و افعی بسی بود آسان
  7. شمارهٔ ۲۸یکشنبه یازدهم ربیع الاول یکهزار و سیصد و هشت بود که کارگزاران حضرت مستطاب اقدس والا روحی فداه این چاکر خانزاد را در دربار آسمان مدار بخواستند تا شعرخوانی کنم سلطان علیخان که یکی از محترمین محارم خلوت و منشیان آستان اقدس آن حضرت است حاضر بود حضرت ولیعهدی ر
  8. شمارهٔ ۲۹شنیده ام که ازین خطه دیر گاهی علم
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.