پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۲۵ - در باب لزوم ختنه فرماید

خداوندا حدیثی با تو گویم

که تصدیقش نماید دشمن و دوست

شکوفه سرزد است از شاخ بادام

ولی بادام من ماند است در پوست

بگو تا پوست از تن برکشندش

که گرگی خیره سر در چرم آهوست

برادر زاده سردار منصور

نصاری بودنش آخر نه نیکوست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۷گرفتن زن و افعی بسی بود آسان
  2. شمارهٔ ۲۸یکشنبه یازدهم ربیع الاول یکهزار و سیصد و هشت بود که کارگزاران حضرت مستطاب اقدس والا روحی فداه این چاکر خانزاد را در دربار آسمان مدار بخواستند تا شعرخوانی کنم سلطان علیخان که یکی از محترمین محارم خلوت و منشیان آستان اقدس آن حضرت است حاضر بود حضرت ولیعهدی ر
  3. شمارهٔ ۲۹شنیده ام که ازین خطه دیر گاهی علم
  4. شمارهٔ ۳۰در فتح ری نمود سپهدار نامدار
  5. شمارهٔ ۳۱بیگانه چو شد رئیس قومی
  6. شمارهٔ ۳۲ - شاه و وزیر و گربه دست آموزشنیده ام که شهی با وزیر خود میگفت
  7. شمارهٔ ۳۳ - در تاریخ تاسیس بیمارستان زنان و کودکان تهراندر عهد شه زمانه احمد
  8. شمارهٔ ۳۴ - در سال اول مشروطه سروده استبیچاره آدمی که گرفتار عقل شد
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.