پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۲۷

گرفتن زن و افعی بسی بود آسان

خلاف داشتن آن که مشکل آید و سخت

زنان بگردن گردان بسخره طوق زنند

چو مار گَرزه که پیچد همی بشاخ درخت

اگرت هیچ خرد باشد از زنان بگریز

وز آشیانه ماران سبک برون کش رخت

ز زهر مار بتر قهر یار دان که از اوست

نتیجه کوتهی عمر با سیاهی بخت

شبی که خسبد یک زخم خواجه کدبانو

بخشم کوبد بر فرق کدخدا یک لخت

خنک روان سنائی که تاج دولت را

نشد پذیره ز بهرام شه بتاج وبه تخت

غم عروس و غم و ام مرد را شکند

خوش آنکه زین دو غم آرامگاه دل پردخت

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۹شنیده ام که ازین خطه دیر گاهی علم
  2. شمارهٔ ۳۰در فتح ری نمود سپهدار نامدار
  3. شمارهٔ ۳۱بیگانه چو شد رئیس قومی
  4. شمارهٔ ۳۲ - شاه و وزیر و گربه دست آموزشنیده ام که شهی با وزیر خود میگفت
  5. شمارهٔ ۳۳ - در تاریخ تاسیس بیمارستان زنان و کودکان تهراندر عهد شه زمانه احمد
  6. شمارهٔ ۳۴ - در سال اول مشروطه سروده استبیچاره آدمی که گرفتار عقل شد
  7. شمارهٔ ۳۵چشم مست تو مگر یپرم بمب انداز است
  8. شمارهٔ ۳۶استاد فاضلان سخنور ذکاء ملک
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.